تبليغاتX
::. قلبم برای تو تا ابد .::

Powered by : amuzashi.blogfa.com/

قلبم برای تو تا ابد

: درباره وبلاگ

 

سلام عزیزم به کلبه ی تنهائی من خوش اومدی.خیلی وقت بود که منتظرت بودم.نظر یادت نره ها.


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم مرداد 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385

 

: پیوندها

 

عکس عکس عکس عکس عکس عکس
جواني بگذرد تو قدرش نداني
پرستوي مهاجر
عشق
حسرت یک پنجره تا روشنایی
دوستت دارم اما بي صدا
جك جك جك جك جك
مريم جون
گذر به كوچه رندان
عشق(ياسمين عاشق)حالشو ببر
شکست خورده
من حرف می زنم
تنهائی بد دردیه
عاشق دل تنها
مارمولک
دختر متولد عشق
خشبخت ترین دختر دنیا
پرشین رپ
ما چند نفر
asheghani ke tanha shodan
تاریکترین تقطه ی دنیا
m.sکوچولو
تنهائی بد دردیه
•´`•.¸.•´¸.•* SINGLE *•.¸`•.¸.•´`•
با عشق زمان فراموش میشود و با زمان عشق
.:: قالب های رایگان ::.

 

 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
تقدیم به تو ...
 در بستر سردم با خاطرات تو به سر می برم...      

 اما افسوس که تو در رويا هم نمی دانی   که من دوستت دارم!!
      

 من عاشق عاشق بودنم.من عاشق با تو بودنم.من عاشق وجودتم.اه..
      

چقدر بگم دوستت   دارم...     دلم برات يك دنيا تنگ  است..برای حرف 
     

 زدنت.بوسيدنت.ديدنت.نوازشت.تنگ است.
      

 افسوس!!اينک که رفتیو مرا با يک دنيا غم و اندوه تنها گذاشته ای اينک به ياد      

 تويی هستم که رفتی و زندگيم.عشقم.روحم.مهرم را بارفتنت ربوده ای و برده ای
                                                                                                   دوستت دارم
      

 کاش بودی کنارم.می کشيدی دست نوازش بر سر من.
      

 کاش بودی تکيه گاه اين دل تنهايم!!
     

  مگه من با تو چه کردم؟که مرا تنها گذاشتی؟؟؟
      

 سرد و بی صدا شکستم.اما تو تنهام گذاشتی
      

 اينک با اين دل خسته و تنهايم.چشم انتظارم تا برگردی کنارم..!
      

با اين که رفته ای باز هم دوستت دارم.من عاشق توام.من عاشق  اون مستی 
     

 نگاتم.عاشق اون   ناز نگاتم.
     

 آری من عاشقم و دوستت دارم

| +| نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387 توسط آرام  |   |  ارسال به دوستان
 
دوستت دارم
http://lover20fa.blogfa.com 

اگر

        آسمان شبی بی ستاره باشد...

مرا خیالی نیست!!

                چون تو تک ستاره قلب منی

           که هرگز فراموش نخواهی شد.

| +| نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387 توسط آرام  |   |  ارسال به دوستان
 
متن های عاشقانه...

يك بار خواب ديدن تو... به تمام عمر مي‌ارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد

 

براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس

 

تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم

 

امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم

 

با مداد رنگي روزه آمدنت را نقاشي ميکنم و جادهايه رفتنت را خط ختي! کسي برايه من نيست. بيا غلط هايه زندگيم را به من بگو و زيره اشتباهتم را خط بکش.بودنت مثله دريايي مرا در بر ميگيرد آنجا که تو هستي،مهيها هم نميتوانند بييند چه رسد به من..............................!!! کدام صبح ميايي؟ کدام چمدن ماله تست؟ کدام دست ترا به من ميرساند؟کدام رز ماله من ميشوي؟بيا که درده دلم را فقط تو ميفهمي

 

نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

 

عشق بين دو نفر اين نيست كه هر دو زير باران خيس شوند عشق آن است كه يكي چتر شود براي ديگر... و ديگري هيچگاه نفهمد كه چرا خيس نشود

 

اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهميدم كه دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي ذاشت، با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد

 

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته

 

شب را دوست دارام بخاطر سكوتش سكوت را دوست دارم بخاطر آرامشش آرامش را دوست دارم بخاطر بودنش در تنهايي تنهايي را دوست دارم بخاطر بودنش در عشق و عشق را دوست دارم بخاطر دوست داشتنش

 

گفت بنويس گفتم با چه بنويسم قلم ندارم گفت با استخوانت بنويس گفتم مركب ندارم با چه بنويسم گفت با خونت بنويس گفتم ورق ندارم بر روي چه بنويسم گفت بر روي قلبت بنويس گفتم چه بنويسم گفت بنويس دوست دارم

 

کاش مي ديدم چيست آنچه از کلام تو تا عمق وجودم جاريست! صداي قلب تو را ،پشت آن حصار بلند هميشه مي شنوم من در آن لحظه که صداي موسيقي احساس تو را مي شنوم برگ خشکيده ي ايمان را در پنجه باد رقص شيطاني خواهش را در آتش سبز! نور پنهاني بخشش را در چشمه ي مهر مي بينم..... کاش مي گفتي چيست آنچه از کلام تو ، تا عمق وجودم جاريست

 

وقتي که گريه کرديم گفتن بچه است................. وقتي که خنديديم گفتن ديونه است.................. وقتي که جدي بوديم گفتن مغروره............................. وقتي که شوخي کرديم گفتن سنگين باش............................. وقتي که حرف زديم گفتن پر حرفه................................................... وقتي که ساکت شديم گفتن عاشقه................................................... حالا ام که عاشقيم مي گن گناه

 

سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی..... گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده

 

ديدی غزلی سرود؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود

عاشق شده بود.
افتاد.شکست . زير باران پوسيد

آدم که نکشته بود .
عاشق شده بود

 

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد

 

هميشه سعی کن با کسی دوست شوی که دلش بزرگ باشد.چون خودت را برای ورود به قلبش کوچک نکنی.

 

من به دنبال کسی ميگردم که غمش را با من تقسيم کند من دلم را با او و پس از آن هر دو با هم به تماشای بهار برويم.

 

دلم غمگين نگام ابري چشام بارون صدام ابري طلوع عشق من بي رنگ غروب گريه هام ابري منو دلتنگيه گريه به روي شونه هاي تو مي شم بارون دلتنگي مي بارم ازچشاي تو نمي خوام بي تودنيارو باگل ها وباگلدون هاش نمي خوام بي توفردارو باتابستون هازمستون هاش

 

اگه يه روز نشه که ديگه با تو باشم
برات می نويسم خدا نخواست ما با هم باشيم
ولی بدون اون روز روزه مرگ عشق منه

 

قد ۱۰۰ تا قابلمه با هرچی لب تو عالمه می بوسمت قبل همه. به شرطی که بهم بگی دوست دارم يه عالمه. حالا دوسم داری يه عالمه؟

 

برو زير بارون دست تو باز کن .به تعداد قطرههاي باروني که گرفتي دوستم داري و به تعداد قطرههايي که نگرفتي دوست دارم

 

انگار ولگرد شده بودم به جستجوي نشاني ات به تمام جهان سر زدم اما نبودي به دور رفتم حتي به سرزمين خوشبختي در افسانه هاي پدربزرگ كه حقيقت نداشت هيچ كس نبود انگار تو هم ولگرد شده بودي

 

نظر دبيران در مورد عشق: دبير ديني:عشق يك موهبت الهي است. دبير ورزش:عشق تنها توپي است كه اوت نمي شود. دبير شيمي:عشق تنها اسيدي است كه به قلب صدمه نمي زند. دبير اقتصاد:عشق تنها كالايي است كه از خارج وارد نمي شود. دبير ادبيات:عشق بايد مانند عشق ليلي ومجنون محور نظامي داشته باشد. دبير جغرافي:عشق از فراز كوه هاي آسيا تيري است كه بر قلب مي نشيند. دبير زيست:عشق يك نوع بيماري است كه ميكروب آن از چشم وارد ميشود

 

هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود ، دري ديگر باز مي شود ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم

 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

 

فراموش مکن تا باران نباشد رنگين کمان نيست تا تلخي نباشد شيريني نيست و گاهي همين دشواري هاست که از ما انساني نيرومند تر و شايسته تر مي سازد خواهي ديد ، آ ري خورشيد بار ديگر درخشيدن آغاز مي کند

وقتی با 1 انگشت به سمت کسی اشاره مي کنی و مسخرش ميکنی اگه خوب به دستت دقت کنی 3 تا انگشتت به سمت خودته

| +| نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386 توسط آرام  |   |  ارسال به دوستان
 
عشق من ...
Click to view full size image

آخر چرا؟!

تو که می دانی من چقدر دوستت دارم؟

از همان لحظه ي ديدار گرفتار واسير تو شدم

و ديگر هم نميتوانم از تو دل بكنم

با تمام بي محلي هاي تو هستم

با تمام ناز وعشوه هاي تو ساختم

پس آخر منو اذيت نكن

با من باش كه من برات

                                                                     ميميرم

| +| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 توسط آرام  |   |  ارسال به دوستان
 
اس ام اس

سلام اومدم تا آپ کنم و واستون چند تا اس ام اس بذارم امیدوارم تکراری نباشه و خوشتون بیاد

 

 

 

نميخوام به جزمن دوست دار ديگري باشي نميخواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشی

نميخواهم صفاي خنده ات را ديگري ببيند نميخواهم كسي نامش،برلبهاي توبنشيند نميخواهم به غيرازمن بگيرد دست تودستي نميخواهم كسي يارت شوددرراه اين هستي

  

روزي از گورستاني مي گذشتم روي تخته سنگي نوشته اي يافتم كه نوشته بود "اگر جواني عاشق شد چه كند؟" من هم زير آن نوشتم "صبر" براي بار دوم كه از آنجا گذر كردم زير نوشته ي من كسي نوشته بود: "اگر صبر نداشته باشد چه كند؟" من هم با بي حوصلگي نوشتم: "مرگ" براي بار سوم كه از آنجا عبور مي كردم انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم

 

 

از مشاور املاك عشقي تماس مي گيرم قلب شما مستاجر نمي خواد؟

 

از غضنفر مي پرسن چرا ادم ها تو كره زمين پخش شدن؟ ميگه: خب ،معلومه ديگه ،اگه همه يه طرف جمع مي شدن زمين چپ مي شد

 

گردوخاك تنهايي دلم را با جذبه نگاهت زدودي وخانه ي قلبم را از غم ها شستي حالا كه داري زحمت مي كشي روي اين ميز هم يه دستمالي بكش

 

 

چرا دروغ بگم فراموشت كردم

.

.

..

.

.

.

.

.

(دندون درد)

 

 

 

نمی خوام قلب تو باشم که با هر اتفاقی بشکنم می خوام روح تو باشم که تنها لحظه مرگ،از تو جداشم

 

 

ميدوني اين چيه؟! 

(      ) (    ) (   ) (  ) ( ) ()

اين دل منه که روز به روز برات تنگ تر ميشه......

 

دوست داشتم جيگرتو بخورم اما حيف بايد تا عيد قربان سال ديگه صبر كنم!!

 

 

ميدوني اون چه درديه که با لذت همراهه؟

  

.

 

درد شهادت !!

گذشت

 

.

 

گذشت اون موقع که اين پايين خبري بود

  •  

    ميدوني طبق آخرين آمار كم جمعيت ترين جاي دنيا كجاس؟
    .
    .
    .
    نميدوني؟
    .
    .
    . .
    قلب منه كه فقط تو توي اون ساكني !!!

  •  

    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . الهي قربون چشات برم که دنبال اس.ام.اس ميگردي



  •  

  • · بي تو نمي تونم توي خونه بشينم . وقتي بيرونم فقط به فکر اينم که زود بيام

  • و وجودتو از نزديک حس کنم . با تو من خيلي راحتم ( شلوار کردي

  •  

  • آب خوردي آفتابه رو کجا گذاشتيلي ببخشيد..مثل اينکه موقع بدي مزاحم شدم..خواستم بپرسم

  •  

  • برو پايين منو مي‌بيني
    . . . . . . . . . . . . . .
    . . . . . . . . . . . . . .
    . . . . . . . . . . . . . .
    . . . . . . . . . . . . . .
    . . . . . . . . . . . . . .
    . . . . . . . دير اومدي، رفتم

     

     

  •  

    اين اس ام اس رو فرستادم فقط براي اينکه مشغول باشي و دست تو دماغت
    نکني

     

     


    .
    .
    .
    .
    .
    .
    چیه دنبالم راه افتادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  •  

     

    آخه چرا؟!
    .
    .
    بگووو چرااااا؟!
    .
    .
    .
    آخه چرا تو که میدونی سر کاری میای پایین؟!

     

  •  

     

    بي تو هر گز نمي توانم بميرم
    ...
    ....
    .....
    پس بيا با هم گور به گور بشيم!!!

  •  

     

    اگه يه وقت دلت برام تنگ شد متن زير رو بخون
    .
    .
    .
    ديدی چه زود دلت برام تنگ شد؟

  • | +| نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386 توسط آرام  |   |  ارسال به دوستان
     
    قلبم برای تو تا ابد...
    ___________0000000_____________0000000
    _______
    00000000000000_______0000000000000
    _____
    000000000000000000__000000000000000000
    ___
    000000000000000000000000000000_______00000
    __
    0000000000000000000000000000000___     ___0000
    _
    0000000000000000000000000000000000________0000
    _
    0000000000000000000000000000000000000_____0000
    0000000000000000000000000000000000000000___00000
    00000000000000000000000000000000000000000_000000
    000000000000000000000000000000000000000000000000
    000000000000000000000000000000000000000000000000
    _
    0000000000000000000000000000000000000000000000
    __
    00000000000000000000000000000000000000000000
    ____
    0000000000000000000000000000000000000000
    ______
    000000000000000000000000000000000000
    _________
    000000000000000000000000000000
    ____________
    000000000000000000000000
    ______________
    00000000000000000000
    _________________
    000000000000000
    ___________________
    0000000000
    _____________________
    000000
    ______________________
    0000
    قلبم برای تو ت ابد__         ___
    00

     

    آغوش پاركينگي است كه جريمه ندارد ، بوسه تصادفي است كه خسارتي ندارد
    .
    .
    مياي توي پاركينك من تصادف كني!؟

      

     

    تو رو در آيينه ديدم ، آيينه را شکسستم ، هزار تکه شد ، نه بخاطر اينکه از تو

     

    بيزاربودم ... فقط خواستم هزاران هزار بار بيشتر ببينمت ...! دوسستت دارم !

     

     

    داشتيم تو جاده مي رفتيم که چشمم افتاد به يک تابلو که روش نوشته بود:

     

    دوست داشتن دل مي خواد نه دليل پس دوستت دارم بی دلیل...

     

     

    اگر خوبي بدي از ما ديدي حلال کن ، من فردا بايد برم بيمارستان براي جراحي

     

    دريچه قلب ، آخه ميخواهم يه دريچه بگذارم که فقط به روي تو باز بشه!

     

     

    اگه یه روز دیدی که تموم درخت های کوچه و محلتونو بریدن اصلا ناراحت نشو

     

     چون هنوز منو داری که بهم تکیه کنی ....

     

     

    مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک

     

     عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم...!

     

    ميدوني چقدر دوست دارم؟ به تعداد تاراي موي سرت ضرب در تعداد نفسهايي

     

    که تا آخره عمرت ميکشي به علاوه تعداد هرچي ستاره تو آسمونه

     

     

    عشق در لحظه اي پديد مي آيد ، دوست داشتن در امتداد زمان ، اين اساسي

    ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است...

     

     

    درشیرینی بوسه غرق بودیم که ناگهان شوری اشک


    رابر لبانم احساس کردم وفهمیدم که این بوسه جدایی است...

     

     

    قلبمو هدیه می دم بهت، مواظبش باش ، نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه

     

    تو توشی...!

     

     

    اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو

     

     هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ وقلب کوچيک من!

     

     

    اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب چون  هردوشون مهمون

     

    زود گذرند، پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي.

     

     

     

     

    | +| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 توسط آرام  |   |  ارسال به دوستان
     
    عشق و دیوانگی

           عشق و ديوانگي

          تعجبي ندارد قائم كردن عشق كار خيلي سختيه. ديوانگي داشت به عدد 100 نزديك

    ميشد كه عشق رفت وسط يك دسته گل رز و آرام نشست. ديوانگي فرياد زد : دارم ميام ،

          دارم ميام

       همان اول كار تنبلي را ديد. تنبلي اصلا تلاش نكرده بود قايم شود! و بعد هم نظافت را

       يافت و خلاصه

      نوبت به ديگران شد اما از عشق خبري نبود. ديوانگي ديگر خسته شده بود كه حسادت

      حسوديش گرفت و آرام در گوش او گفت: عشق در آن سوي گل رز مخفي شده است.

      ديوانگي با هيجان زيادي يك شاخه از درخت كند و آنرا با قدرت تمام داخل گل هاي رز

      فرو كرد. صداي ناله اي بلند شد.

     عشق از داخل شاخه ها بيرون آمد ، دستهايش را جلوي صورتش گرفته بود و از بين

     انگشتهايش خون مي ريخت.

         شاخه ي درخت چشمان عشق را كور كرده بود. ديوانگي كه خيلي ترسيده بود با

      شرمندگي گفت: حالا من بايد چه كار كنم؟ چگونه ميتوانم جبران كنم؟ عشق جواب داد:

      مهم نيست دوست من ، تو ديگه نميتوني كاري بكني ، فقط ازت يه خواهش دارم كه از

     اين به بعد يار من باشي. هميشه و همه جا همراهم باشي تا من راه را گم نكنم. و از آن

     روز به بعد تا هميشه عشق و ديوانگي همراه تمام آدمهاي عاشق شدند و با

          يكديگر به  احساس تمام عاشق ها سرك ميكشند.

    | +| نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 توسط آرام  |   |  ارسال به دوستان
     
    عشقولانه...
    شيمي نخوندم , ولي مي دونم اگه عشق نباشه ملکول هاي هيدروژن و اکسيژن نمي تونن اينقدر محکم همديگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بياد

    زندگي عجب رنگي گرفته، صداي تلخ بودن، باور تلخ باطل ها، خداوندا امشب من و تو تنهايي ، که هر سه در تنهايي خود ديرينه ايم . بتو دل بسته بودم . چرا که خورشيد از تو نور ميگيرد و تو هم ميتوانستي ، دلم را با پرتو خويش گرما ببخشي . اما نميدانم چرا مرا باشادماني بيگانه کردي ؟ چرا خواستي تنها به کنج غم بنشينم ؟ تو خسته از مني و من خسته از تنهايي ! آغاز ميکنم فصل ديگر بودن را ، افسوس که عمر من، دو فصل بيش ندارد، بهار و تابستان ندارد و تنها خزان است و زمستان

    سعي کن هيچ وقت عشق رو گدائي نکني چون هيچ وقت به گدا چيز با ارزشي نمي دن

    زمان به من اموخت که دست دادن معني رفاقت نيست "بوسيدن قول ماندن نيست "و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست .

    هر جا نشستیم اسمی از فرهاد بردیم - اما خود مرام عشق را از یاد بردیم

     

    یک نفر هست کسی هست که تو را دوست داشته باشد کسی که در نوک انگشتانش، فهم و ادراک پوست لطیف تو را می ستاید. کسی هست، همواره کسی است که از تو جدا نمیشود و همیشه برای تو کافی و باقی است

    کسی هست، همواره یک نفر است که نه تو او را میشناسی و نه او، تو را میشناسد. یک نفر هست که میفهمد، بی دلیل هم می شود تو را دوست داشت

    قصه عشقم را نبايد به بيگانگان بگويم چون كه اين كلاغهاي غريب بر كلاه حصيري مترسك هم آشيانه مي سازند

    بعضي وقتا چشمام به قلبم حسودي شون مي شه .. مي دوني چرا ؟ چون .. تو هميشه توي قلبمي ولي از چشمم دوري

               

    | +| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 توسط آرام  |   |  ارسال به دوستان
     
    ....
        
    | +| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 توسط آرام  |   |  ارسال به دوستان
     

           سال نو مبارک 

     سال نو را به همه تبریک میگم امیدوارم سال خوبی داشته باشید

     

                              Happy new year  

     

     

    معنی دوستت دارم یعنی چه؟

     

    ) د ) : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام


    می ارزد . همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند  .

     

    ( و ) : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات

     می بخش .

     

     ( س ) : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی .


    )
     ت ) : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم  .

     
    )
     ت ) : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست.


    )
     د  : (  دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام  .


    ( ا ) : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به

     

     دریای نا آرام اشکهایم می نگری .


     )
    ر ) : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصيبم باشد .


    )
     م ) : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده

     

     است در بازار عاشقی .

                  

                     

    | +| نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386 توسط آرام  |   |  ارسال به دوستان
     
    اگه بری
                    
    | +| نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 توسط آرام  |   |  ارسال به دوستان
     
    خدا را...

    خدارو می خوام

     

    نه واسه این که ازش چیزی بخوام خدارو میخوام نه واسه مشکل و حل غصه ام

     

    خدا رو دوست دارم

     

    نه واسه جهنمو بهشت خدارو دوست دارم نه واسه زیبا و زشت

     

    خدارو میخوام

     

    نه واسه خودم باشم یا برم خدا رو میخوام نه واسه روزهای تلخ آخرم خدارو میخوام نه واسه سکه و صد رویا محال

     

     

    خدارو میخوام که فقط تورو نگهداره برام

     

     

    خدارو دوست دارم واسه این که تو رو بهم داده

     

    خدا رو دوست دارم چون عاشق بودنو یادم داده خدارو دوست دارم چون عاشقارو دوست داره خدارو دوست دارم چون عاشقارو تنها نمی زاره خدارو دوست دارم چون که حواسش به منه خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند میزنه خدا رو دوست دارم چون من و تو با همیم

     

     

    خدا رو دوست دارم چون میدونه ما عاشق همیم

    | +| نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 توسط آرام  |   |  ارسال به دوستان
     
    پيشي مال من ميشي
                                   پيشي مال من ميشي
    | +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 توسط آرام  |   |  ارسال به دوستان
     
    love
    من عزيزترين با ارزش ترین داراييم را جايي در انتهاي قلبم تنها برای تو پنهان کرده ام ... جايي که هيچ کلمه اي به آنجا نخواهد رسيد ... جايي که هيچ دستي به آن جا راه نخواهد برد ... داراييم را نگاه مي دارم و هر چه توفان ، هر چه باد ، هر چه موج بيايد من چيزي از دست نخواهم داد ... آنچه ماندني است خواهد ماند . خواهد ماند...
    ..... تنها لحظات اندکي ، تنها ثانيه هاي کوتاهي ، به کوتاهي تمامي خوابهايي که ديدم و نيمه رهايم کردند ... کوتاه ... تنها ميان چشمهاي اندکي ... چيزي از آن اصل روان خواهد شد ... چيزي بي کلام ... سکوتي بي کلام ... در نگاهي کوتاه که عابري به عابر ديگر مي کرد ... عابري که غريبه نبود ... عابري که رفت ... رفت براي آن که رفتن تمام داراييش بود ... براي آن که بايد مي رفت ودیگر ملالی نیست ... غريب ... غريبه ... ! مسافر ..!. مرا سفر به کجا مي برد ؟ کجا نشان قدم نا تمام خواهد ماند ... کجاست جاي رسيدن ...؟
    | +| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 توسط آرام  |   |  ارسال به دوستان
     

     
    مي دوني؟
    يه اتاقي باشه گرمه گرم..روشنه روشن..
    تو باشي منم باشم..
    کف اتاق سنگ باشه سنگ سفيد..
    تو منو بغلم کني که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم..
    اينجوري که تو تکيه دادي به ديوار..پاهاتم دراز کردي..
    منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکيه دادم..
    با پاهات محکم منو گرفتي ..دو تا دستتم دورم حلقه کردي..
    بهت مي گم چشماتو مي بندي؟
    ميگي اره بعد چشماتو مي بندي ...
    بهت مي گم برام قصه مي گي ؟ تو گوشم؟
    مي گي اره بعد شروع مي کني اروم اروم تو گوشم قصه گفتن..
    يه عالمه قصه طولاني و بلند که هيچ وقت تموم نمي شن..
    مي دوني؟
    مي خوام رگ بزنم..رگ خودمو..مچ دست چپمو..يه حرکت سريع..
    يه ضربه عميق..بلدي که؟
    ولي تو که نمي دوني مي خوام رگمو بزنم ..تو چشماتو بستي ..نميدوني
    من تيغ رو از جيبم در ميارم..نمي بيني که سريع مي برم..نمي بيني
    خون فواره مي زنه..رو سنگاي سفيد..نمي بيني که دستم مي سوزه
    و لبم رو گاز مي گيرم که نگم اااخ که چشماتو باز نکني و منو نبيني..
    تو داري قصه مي گي..
    من شلوارک پامه..دستمو مي ذارم رو زانوم..خون مياد از دستم ميريزه
    رو زانوم و از زانوم ميريزه رو سنگا..قشنگه مسير حرکتش..
    حيف که چشمات بسته است و نمي توني ببيني..
    تو بغلم کردي..مي بيني که سرد شدم..محکم تر بغلم ميکني که گرم بشم..
    مي بيني نا منظم نفس مي کشم..تو دلت ميگي آخي دوباره نفسش گرفت.
    مي بيني هر چي محکم تر بغلم مي کني سرد تر ميشم..
    مي بيني ديگه نفس نمي کشم..
    چشماتو باز ميکني مي بيني من مردم..
    مي دوني ؟ من مي ترسيدم خودمو بکشم از سرد شدن ..از تنهايي مردن..
    از خون ديدن..وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم..
    مردن خوب بود ارومه اروم...
    گريه نکن ديگه..من که ديگه نيستم چشماتو بوس کنم بگم خوشگل شدياااا
    بعدش تو همون جوري وسط گريه هات بخندي..
    گريه نکن ديگه خب؟ دلم مي شکنه..
    دل روح نازکه.. نشکونش خب؟؟
     

    | +| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 توسط آرام  |   |  ارسال به دوستان
     


    This Template Designed By  Mahdi-K
    All Rights Reserved

    www.iransohrab.net